دانلود رمان افسونگری از جنس غم ویژه نودهشتیا

دانلود رمان افسونگری از جنس غم ویژه نودهشتیا

| شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸ | ۲۲:۵۵
دانلود رمان
دانلود رمان یکی از برترین سایت های رمانی می باشد که سعی نموده است جدیدترین رمان های عاشقانه،غمگین،اجتماعی،پلیسی ،جنایی،طنز

دانلود رمان افسونگری از جنس غم ویژه نودهشتیا

دانلود رمان افسونگری از جنس غم ویژه نودهشتیا

 

خلاصه:

دانلود رمان افسونگری از جنس غم تا اسم اميرحسين اومد تمام تنم يخ كرد!هيچوقت دل خوشي ازش نداشتم.آدم عصبي بود و براي اينكه حرفشو به كرسي بنشونه زمين و زمانو بهم ميريخت. يادمه بچه كه بوديم يه دفعه داشتيم باهم تو حياط خونه عمه بازي ميكرديم؛ پسر همسايشونم با ما بود كه اسمش مرتضي بود.مرتضي از سر بچگي با من مهربون بود و زود با من صميمي شد.يادمه وقتي يه پروانه گرفت و با

كلي ذوق و شوق اومد بهم نشونش داد اميرحسين با يه آجر

چنان تو سرش زد كه بنده خدا سرش شكست و با كلي داد و

فرياد بردنش بيمارستان.از همون موقع بود كه از اميرحسين بدم

اومد و يه ترسي ازش تو دلم نشست. بعد از اون قضيه من از

ترس اينكه با آجر سر منم بشكنه هيچوقت باهاش بازي نكردم

و وقتي هم كه بزرگتر شديم زياد باهم صميمي نبوديم.نميدونم

حالا چرا ميخواست بياد خاستگاري من؟من كه هيچوقت روي

خوش بهش نشون نميدادم.شايد اميرحسين از بچگي به من

علاقه داشته؛حالا كه فكر ميكنم ميبينم شايد براي همينم سر

مرتضي رو با آجر شكسته!درهرصورت ديوونست!مهاله زنش بشم.
بابام كه تا حالا ساكت نشسته بود گفت:آره بابا؛برو حاضر شو الان ديگه ميرسن.
من با اعتراض گفتم:كي اجازه داده بيان؟من كه مخالفم.شمام

خودتون جوابشونو بديد.من بيرون نميام.دانلود رمان افسونگری از جنس غم
داداش امين كه حسابي خوشحال شده بود خواست يه چيزي بگه كه بابا بلافاصله گفت:
-مخالفت تو دليلي نداره؛ اميرحسين پسر خواهرمه خوب ميشناسيمش

آدم زرنگيه؛ تو دبي يه شركت تبليغاتي داره وضع ماليش خوبه؛ ظاهرشم

كه ايرادي نداره.هر دختري آرزو داره همچين شوهري داشته باشه.
من-از كي تا حالا دخترا آرزوي شوهر ديوونه ميكنن؟!دانلود رمان افسونگری از جنس غم
امين بلند خنديد كه بابام چپ چپ نگاش كرد و گفت:يعني چي

 

 

 

http://www.romann.ir/?p=836
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

آخرین نظرات
  • afsi : خيلي جالب بود،اميدوارم موفق باشيد....
  • reza177 : سلام پاک شد...
  • سوگند صیادی : سلام، وقت بخیر رمان حسرت نازنین در دست چاپه لطفا لینک دانلودش رو از داخل سایتتون...
شبکه های اجتماعی
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
    طراح قالب : تمپ کده