دانلود رمان به چشمات بله گفتم پی دی اف | دانلود رمان

دانلود رمان به چشمات بله گفتم پی دی اف | دانلود رمان

| سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۰:۰۶
دانلود رمان
دانلود رمان یکی از برترین سایت های رمانی می باشد که سعی نموده است جدیدترین رمان های عاشقانه،غمگین،اجتماعی،پلیسی ،جنایی،طنز
دانلود رمان به چشمات بله گفتم پی دی اف

دانلود رمان به چشمات بله گفتم پی دی اف

خلاصه:

دانلود رمان به چشمات بله گفتم پی دی اف  مثل تموم رمانا ی دختر داریم.اسمش سوفیاست، ریلکس و خونسرده.از قشر پایین شهر پاریس.با خالش و دختر خاله اش زندگی میکنه و دور از چشم خاله اش ، با دختر خاله اش (سلینا) میرن دزدی، تا اینکه ی شب وقتی از دزدی میان خونه

با صدای پای خاله، تموم کاغذا رو سریع ریختیم تو کشوی ، دراور.

وقتی درش ، رو بستیم، خاله در اتاق و باز کرد.

چه هماهنگ و باید بگم شانس آوردیم.

بلند شدیم که خاله ، با شک گفت: 

ناهار حاظره ، بیاین.

بعد از حرفش رفت بیرون.

رمان به چشمات بله گفتم

نفس حبس شدم و بیرون دادم که سلینا گفت:

اوف، شانس آوردیم.

سری تکون دادم و گفتم:

آره، وگرنه دیگه نمی ذاشت از خونه برم بیرون.

بعد از حرفم ، از اتاق بیرون رفتیم و سر سفره ای که خاله انداخته بود ، نشستیم.

پارت۲

با دیدن پاستا، ذوق کردم.

ماهی ی بار پاستا می خوردیم و اکثر روز ها، نون و سیب زمینی.

به سلینا نگاه کردم که مثل کسایی که از سومالی اومدن داشت می خورد.

با حالت چندشی گفتم: 

دانلود رمان به چشمات بله گفتم

مثل آدم بخور، دور لبت کلا نارنجی شده.

با دهن پر ، ی چیزی گفت که نفهمیدم، ولی زدم زیر خنده و گفتم: 

با دهن پر حرف نزن، تا بفهمم چی زر زر می کنی.

لقمش رو قورت داد و گفت:

فضولیش به تو نیومده، تو مواظب غذای خودت باش، تا یک لقمش نکردم.

ظرف غذام رو طرف خوردم کشیدم و گفتم:

باشه گودزیلا، فقط من و نخور، آدم گوشت تلخیم.

سری تکون داد و گفت:

می دونم.

ی لنگه ابروم و بالا انداختم و گفتم: مسخره.

سلینا خواست چیزی بگه که خاله بلند گفت: 

بی سر و صدا غذاتون و می‌خورین، وگرنه خودم میخورمشون.

 

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: به چشمات بله گفتم
  • ژانر: عاشقانه. اجتماعی
  • نویسنده: گل ارغوانی
  • تعداد صفحات: 170
  • منبع تایپ: رمانکده
    http://www.romann.ir/?p=8865
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات این مطلب

    نام

    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

    وبسایت

    آخرین نظرات
    • afsi : خيلي جالب بود،اميدوارم موفق باشيد....
    • reza177 : سلام پاک شد...
    • سوگند صیادی : سلام، وقت بخیر رمان حسرت نازنین در دست چاپه لطفا لینک دانلودش رو از داخل سایتتون...
    شبکه های اجتماعی
      کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
      طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
      طراح قالب : تمپ کده