| دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸ | ۱۸:۰۷
دانلود رمان
دانلود رمان یکی از برترین سایت های رمانی می باشد که سعی نموده است جدیدترین رمان های عاشقانه،غمگین،اجتماعی،پلیسی ،جنایی،طنز

دانلود رمان بوتیک ویژه نودهشتیا

دانلود رمان بوتیک ویژه نودهشتیا

 

  • نام رمان:بوتیک
  • نویسنده:محدثه رجبی
  • موضوع: عاشقانه
  • طراح:حسنا(هکرقلب)
  • تعداد صفحات:۴۵۰

 

خلاصه:

 دانلود رمان بوتیک مرد مسنی با موهای سفید رنگ ماشین رو سرخیابون نگه داشت..کرایه رو حساب کردم و پیاده شدم..به قدم هام سرعت دادم تا زودتر از جلوی خانم عظیمی همسایه ی سمج اپارتمان کناریمون رد شم.نا موفق بودم..دقیقا وقتی از جلوش رد شدم صدام زد و من نتونستم جواب سلامش رو ندم.. -سلام خانم عظیمی..حال شما.

بوتیک : دختری ساده..بی ریا دارای خانواده ای با وضع مالی متوسط تنها امیدش به بوتیکی است که در

چه باسرعت راه میری دختر..
خندیدم..
یه جوری نگاهش کردم که متوجه شه چقدر از اون همه پیاده روی خستم و بذاره برم خونه.
-جون تو پاهام نیست.. دلم میخواد زودتر برسم خونه استراحت کنم.
خانم عظیمی بی توجه به منو چهره خستم قدمی جلوتر اومد..
–دم خونتون بودم کسی نبود..
سری تکون دادم .
-لابد نیستن..
سعی کرد دستمو بگیره..
–بیا خونه ما عزیزم.. وقتی اومدن برو..منم تنهام..
سریع دست تو جیبم کردم و کلید ها رو دراوردم و توی قفل درفرو کردم.
-مزاحمتون نمیشم خانم عظیمی ممنون..خدانگهدار
به محض بستن در نفس عمیقی کشیدم..
این خانم با این مهربونی هاش کم کم داشت حالم رو بد میکرد..
با دیدن چراغ خاموش آسانسور گریم گرفت و با کشیدن پاهام روی پله ها خودمو به طبقه ۴ رسوندم..

اینبار کلید رو با شدت بیشتری توی قفل چرخوندم.. دوبار به سمت راست چرخوندم..این نشون میداد

که واقعا هیچکس خونه نیست..به محض باز کردن در گذاشتن یه قدم ب داخل جسم پلاستیکی ای کف پام رو به درد اورد..
سریع چراغ رو روشن کردم.. چرخ کوچیکی که متعلق به یکی از ماشینای نوید بود دم در خونه پرت شده بود..
خم شدم و همونجور که چهار تا چرخ روبه ترتیب جمع میکردم به نوید فحش دادم .

 

 

 

 

 

http://www.romann.ir/?p=806
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

ما را بیابید

دوستان ما
موضوعات
مطالب پیشنهادی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • afsi : خيلي جالب بود،اميدوارم موفق باشيد....
  • reza177 : سلام پاک شد...
  • سوگند صیادی : سلام، وقت بخیر رمان حسرت نازنین در دست چاپه لطفا لینک دانلودش رو از داخل سایتتون...
شبکه های اجتماعی
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
    طراح قالب : تمپ کده