| دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸ | ۲۱:۰۴
دانلود رمان
دانلود رمان یکی از برترین سایت های رمانی می باشد که سعی نموده است جدیدترین رمان های عاشقانه،غمگین،اجتماعی،پلیسی ،جنایی،طنز

دانلود رمان ساز دلم ناکوکه

 

saze delam nakooke - دانلود رمان ساز دلم ناکوکه

 

خلاصه:

دانلود رمان ساز دلم ناکوکه _ بيست و پنج سالم بود كه زندگيم دستخوش يه داستان شد،داستانى كه شروعش با اسم تو و پايانش هم با اسم تو شد. داستان دخترى كه طى يه تصادف با يه پسر آشنا مى‌شه و همين شروع داستان اوست.

قسمتی از رمان :

آهنگ را بلندتر كردم و شروع كردم به رقصيدن و بقيه شاگردام باهام هماهنگ شدن،با صداى بلند داد مى‌زدم و حركات را عوض مى‌كردم،صداى ناله‌هاى بچه‌ها بلند شد كه اعلام استراحت كردم و همين حرف من كافى بود تا همه‌شون پهن زمين بشن و شبيه يه ارتش زخم خورده بشن.
خنده‌ى كوتاهى كردم و سرمو به طرفين تكون دادم و نچ نچ كردم و دوباره آهنگ را پلى كردم و گفتم:
– خب ديگه استراحت کافیه ، دوباره شروع مى‌كنيم.
به جرعت مى‌گم مى‌تونستم صداى نفرين هاشونو بشنوم كه البته خيالى نيست.
يك ساعتى كلاسم طول كشيد و بعد از اون لباسام را عوض كردمو و بعد از يه خداحافظى سرسرى از بچه‌ها از باشگاه زدم بيرون.

نگاهى به خيابون خلوت انداختم و پوفى كشيدم و با خودم گفتم ( خدايا وقتى داشتى شانس بهر مى‌كردى من خواب بودم؟)
كلافه از خيابون رد شدم و توى پياده‌رو به سمت خونه رفتم،هندزفريم را در آوردم و يه آهنگ پلى كردم سرمو انداختم پايين.
كليدامو از توى كيفم در آوردم و توى دستگيره‌ى در چرخوندم و كفشامو در آوردم و پرتشون كردم يه گوشه.

مانتوم را هم انداختم روى مبل و به سمت يخچال رفتم و از داخل ظرف هندونه يه تيكه برداشتم.

 

http://www.romann.ir/?p=1205
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

ما را بیابید

دوستان ما
آخرین نظرات
  • afsi : خيلي جالب بود،اميدوارم موفق باشيد....
  • reza177 : سلام پاک شد...
  • سوگند صیادی : سلام، وقت بخیر رمان حسرت نازنین در دست چاپه لطفا لینک دانلودش رو از داخل سایتتون...
شبکه های اجتماعی
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
    طراح قالب : تمپ کده