| شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸ | ۰۹:۱۷
دانلود رمان
دانلود رمان یکی از برترین سایت های رمانی می باشد که سعی نموده است جدیدترین رمان های عاشقانه،غمگین،اجتماعی،پلیسی ،جنایی،طنز
دانلود رمان ساهی با لینک مستقیم

دانلود رمان ساهی با لینک مستقیم

خلاصه:

دانلود رمان ساهی فراموش‌کار، کسی که دلش جای دیگر باشد، خطاکار چشم‌هاش روی تک تک کلمات اعلان های تابلوی اعلانات بزرگ رو به روشون چرخید. پرواز استامبول به مقصد فرودگاه امام به علت ترافیک هوایی یک روز به تاخیر افتاد. نفسش رو از شدت حرص به بیرون فرستاد و خودش رو روی صندلی

پرت کرد. سودابه نزدیکش شد و روی صندلی کناریش نشست. دستش رو روی بازوی همسرش گذاشت و با لحن دلجویانه‌ای گفت: -نگران نباش جلال، بالاخره که میرسه!

-کِی میرسه خانوم! ده ساله سپردیمش به دست عمه جانش تو کشور غریب حالا بعد ده سال و اندی ماه میخواد برگرده کشور خودش هی دست دست میکنه!

-تقصیر خودش نبود که مرد، خب پروازش به تاخیر افتاده.. راستی مگه آسمون هم ترافیک داره؟!

دانلود رمان ساهی

لبخندی از لحن سوال پرسیدن سودابه و محتوای سوالش روی لبش نشست. تا خواست چیزی بگه، صدای آشنایی که تو این ده سال فقط از پشت تلفن شنیده بود، به گوشش رسید.

-کمی دیر کردنم به معنای این نیست که قراره زیر قولی که بنا بر برگشتن داده بودم، بزنم!

با ذوق به سمت پسرش دوید و با محبت خاصی اون رو در اغوش کشید. دلش برای دردانه پسرش یه ذره شده بود. اشک چشم‌هاش رو گرفت و با مهر، تو چشمهای پسرش نگاه کرد.

-کجا بودی تو ارسامم، نمیگی مادرت از غصه ی دوری تو دق میکنه.

گونه‌ی مادرش رو بوسید و خندان گفت:

-خدانکنه عزیزِ من!

صدای بم اما لرزان پدرش به گوشش رسید:

-نمیخوای سلامی هم به پدرت بکنی؟

جلال همچنان روی صندلی نشسته و بلند نشده بود. از شدت ذوقی که تو دلش موج میزد، حس راه رفتن از پاهاش گرفته شده بود.

جلوی پدرش زانو زد و دستش رو بین دستهاش گرفت. بوسه‌ی قدرشناسانه‌ای روی دستش زد و گفت:

-اگه مادر جون می‌ذاشتن زودتر می اومدیم دست‌بوسی، متاسفانه همسرتون پیشی گرفت!

 

  • نام رمان: ساهی
  • نویسنده:کیمیا ذبیحی
  • موضوع: عاشقانه،خانوادگی
  • طراح:بهار قربانی
  • تعداد صفحات:۳۹۰
  • منبع:نویسا

 

 

 

http://www.romann.ir/?p=1392
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

ما را بیابید

دوستان ما
آخرین نظرات
  • afsi : خيلي جالب بود،اميدوارم موفق باشيد....
  • reza177 : سلام پاک شد...
  • سوگند صیادی : سلام، وقت بخیر رمان حسرت نازنین در دست چاپه لطفا لینک دانلودش رو از داخل سایتتون...
شبکه های اجتماعی
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
    طراح قالب : تمپ کده