| دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸ | ۲۰:۱۵
دانلود رمان
دانلود رمان یکی از برترین سایت های رمانی می باشد که سعی نموده است جدیدترین رمان های عاشقانه،غمگین،اجتماعی،پلیسی ،جنایی،طنز
دانلود رمان ضربه مهلک

دانلود رمان ضربه مهلک

 

خلاصه:

دانلود رمان ضربه مهلک  داستان درمورد پسری به نام آراد که تمام داریش مادرش خیلی دوسشداره یک شب مادرش توی حیاط سکته میکنه.مادرش قبل از مرگش به آراد میگه که کار اجنه بوده آراد تصمیم میگیره انتقام مرگ مادرش از جنها بگیره یکم یکم زندگی ارومش تبدیل به طوفان میشه

تق تق تق با خودکار ضربه گرفته بود روی میز دیگه داشت میرفت روی مخم.-

میشه بس کنی؟؟ هومن سرشو از روی میز برداشت و گفت:هان؟ –

مرض! دوباره شروع کرد ضربه بگیره روی میز پاشدم خودکار ازش گرفتم

یکی هم زدم تو سرش هومن دوباره سرشو از روی میز بلند کرد و گفت:هان؟ معلوم نیست

چه مرگش شده بود کلا توی هپروت به سر میبرد از پشت میزم

دانلود رمان ضربه مهلک

رفتم داخل اشپزخونه در قابلمه باز کردم- مامان مهمون داریم؟؟

مامان- اره دیگه خالت اینا..اهانی گفتم رفتم روی مبل لم دادم اصلا حوصله مهمون نداشتم

کاش میشد بپیچونم برم خونه هومن پووووووف بعد چند دقیقه خاله ازاده و خاله زیبا امدن وااای که چقدر متنفرم از دختر خاله زیبا واقعاکه دختر غیرقابل تحملی

مرسده- به به پسرخاله چطوری؟

_ مرسی

من اگه میفهمیدم حکمت به دنیا امدن دخترا چیه خیلی خوب میشد پوووووف..با میثم پسر خاله ازاده مشغول حرف زدن شدیم هرزگاهی هم مرسده پا به رهنه میپرید وسط بحثمون مزه میپروند من اخرش یروز حساب این بچه لوس میرسم

میثم- مرسده نظرت چیه بری مشقاتو بنویسی؟

مرسده- من از دوران مشق نوشتنم گذشته

میثم- فقط هیکل بزرگ کردی عقلت که به اندازه یه بچه دبستانی

خاله زیبا-عه میثم دخترم به این خانومی

میثم-بعله کاملا واضحه

دانلود رمان ضربه مهلک

مرسده روشو اونطرف کرد و گفت- ایییش من باتو که حرف نزدم با آراد بودم مگه نه؟

_ چی بگم والا

باد مرسده خالی شد حتما انتظار داشت بگم اره عشقم تو فقط با من حرف بزن

میثم- آراد زیر چشمت چی شده؟

_ نمیدونم از خواب که پاشدم دیدم اینجوری شده

میثم- مگه میشه همچین ضربه ای بخوره زیر چشمت ندونی کی اینجوری شده

خاله ازاده_ چشمت زدن خاله..مردم چشم موفقیت کسی ندارن

اخه چه ربطی داره با این حال گفتم- شاید

خاله زیبا_من برم ببینم مامانت کاری داره انجام بدم

خاله زیبا و ازاده رفتن کمک مامان من موندم این خاله های گرامی چرا هیچ وقت شوهراشون با خودشون نمیارن

میثم- مرسده داداشت کجاست؟

 

  • نام رمان:ضربه مهلک
  • نویسنده:آرمینا.fear
  • موضوع: ترسناک
  • طراح:حنا.دخت
  • تعداد صفحات:۱۰۰
  • منبع:نویسا

 

 

 

http://www.romann.ir/?p=1334
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام

ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

وبسایت

ما را بیابید

دوستان ما
آخرین نظرات
  • afsi : خيلي جالب بود،اميدوارم موفق باشيد....
  • reza177 : سلام پاک شد...
  • سوگند صیادی : سلام، وقت بخیر رمان حسرت نازنین در دست چاپه لطفا لینک دانلودش رو از داخل سایتتون...
شبکه های اجتماعی
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
    طراح قالب : تمپ کده