دانلود رمان عشق و سنگ | دانلود رمان

دانلود رمان عشق و سنگ | دانلود رمان

| پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ | ۰۸:۳۷
دانلود رمان
دانلود رمان یکی از برترین سایت های رمانی می باشد که سعی نموده است جدیدترین رمان های عاشقانه،غمگین،اجتماعی،پلیسی ،جنایی،طنز
دانلود رمان عشق و سنگ

دانلود رمان عشق و سنگ

خلاصه:

دانلود رمان عشق و سنگ در مورد دوتا دوست هست که تو یه رشته تو دانشگاه تهران قبول شدن و خانواده هاشون به شرط اینکه برن خونه  یکی از فامیل ها اجازه میدن برن دانشگاه که که فامیلشون یه پسر جونه و اتفاقات طنز و زد خو خورد رخ میده  یه روسری مشکی قرمزم از توی کشوم برداشتمو سرم کردم.

یه رژ کمرنگ با یه کرم به صورتم زدمو از اتاق رفتم بیرون.

ارسان در حالی که روی مبل کنار آشپزخونه نشسته بودو سرشو به پشتیش تکیه داده بود

داشت با خودش یه چیزو زمزمه میکرد.. به به به سلامتی خل بودن باید به صفتای خوبش اضافه کنم….

-من حاضرم.

با صدای من سریع سرشو از روی پشتی مبل بلند کرد

طوری که من به جای اون گردنم درد گرفت. اول یه چند لحظه از پایین به بالا و بالا به پایین براندازم کرد

بعد از جاش بلند شدو گفت

ارسان- بریم..

و خودش جلوتو از من به سمت در رفت. کفشامو پوشیدمو باهم از خونه اومدیدم بیرون.

درمانگاه یه ذره از خونه دور بود و ترافیکم توی اون موقع صبح خیلی شدید بود.

همین طور داشتم برای خودم زیر لب شعری میخوندمو اطرافو نگاه میکردم که ارسان گفت

ارسان- بیا..دیروز اینو جا گذاشتی.

 رمان عشق و سنگ

به طرفش برگشتم که دیدم فلشم توی دستشه. سریع از دستش گرفتمو

زیر لب یه تشکر خیلی خشک خالی کردم که فکر نکنم شنیده باشه.

تقریبا نیمه های راه بود که گوشیم زنگ خورد. سریع از توی کیفم درآوردمو صفحشو نگاه کردم.

بهزاد بود. صفحه ی گوشیمو لمس کردمو گوشی رو به گوشم نزدیک کردم.

-سلام .

بهزاد- سلام.. چطوری؟

-خوبم .. تو چطوری؟

بهزاد- منم خوبم… کجایی؟ دانشگاهی؟

-نه .. دارم میرم آتل پامو باز کنم.

بهزاد- ا.. پس مواظب باش دوباره کار دست خودت ندی.

-باشه حتما..جونم کاری داشتی عزیزم؟

بهزاد- اوه اوه…خوبه نمردیمو یه بار دیدم این یسنا خانوم پاچه نمیگیره.

-بهزاد جان ببند لطفا..کارتو بگو.

بهزاد- هیچی زنگ زدم بگم من فردا ساعت ۱۰ میام اونجا.

جیغی از خوشحالی کشیدمو گفتم

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: عشق و سنگ
  • ژانر: عاشقانه. اجتماعی
  • نویسنده: شبنم ا.ی
  • تعداد صفحات: 700
  • منبع تایپ: نودهشتیا
    http://www.romann.ir/?p=8985
    لینک کوتاه مطلب:
    نظرات این مطلب

    نام

    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)

    وبسایت

    آخرین نظرات
    • afsi : خيلي جالب بود،اميدوارم موفق باشيد....
    • reza177 : سلام پاک شد...
    • سوگند صیادی : سلام، وقت بخیر رمان حسرت نازنین در دست چاپه لطفا لینک دانلودش رو از داخل سایتتون...
    شبکه های اجتماعی
      کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
      طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
      طراح قالب : تمپ کده