| جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۹۸ | ۰۸:۵۳
تک رمان
دانلود رمان یکی از برترین سایت های رمانی می باشد که سعی نموده است جدیدترین رمان های عاشقانه،غمگین،اجتماعی،پلیسی ،جنایی،طنز

دانلود رمان راز سر به مهر

دانلود رمان راز سر به مهر

 

خلاصه رمان:

داستان در مورد پسریه که بعد از ۷ سال دوری از کشور و خانوادش به ایران بر میگرده که البته این بازگشت با رفتنش از ایران خیلی مطابق میلیش نبوده ، توی بازگشتش مجبور به با خانواده و دوستانش میشه و در خلال این دیدار ها اتفاقی براش میفته که بعضی از اونها مسیر زندگیش رو تغییر میده.

دانلود رمان جادوگر

دانلود رمان جادوگر

خلاصه:

استان درباره‌ی یه دختره، دختری با قدرت‌های عجیب که قراره به همه چیز پایان بده. دختری که انتخاب شده تا قدم در راهی بذاره که پایانش معلوم نیست.تنها سلاحی که داره عشق و محبتیه که توی قلبشه و جادویی که توی وجودش می‌درخشه. پس با جادوگر قصه همراه بشین تا پایان این راه معلوم بشه.رازها چیزهای عجیبی هستند. در اعماق بعضی رازها حقیقتی بزرگ قرار دارد؛ اما این حقایق تا کی می‌توانند پنهان باشند؟

 

دانلود رمان اشکِ عشقِ آتشین ویژه نودهشتیا

دانلود رمان اشکِ عشقِ آتشین ویژه نودهشتیا

 

نام رمان: اشکِ عشقِ آتشین

نویسنده:غزل نارویی

موضوع:عاشقانه- تراژدی

تعداد صفحات:۶۵۰

 

خلاصه:

 این داستان، داستانی از تکرار سرنوشت است.سرنوشت عشقی آتشین. داستانی از دستان نوازشگر اشکی داغ بر روی صورت یک مرد. مردی لبالب از احساس که برای گرفتن دستانِ ظریف دختری خسته، جسم شیطانی‌اش را می‌فروشد و غرورش را به خاک می‌سپارد. ترس، وحشت، تنهایی، اشک و عشقی

دانلود دلنوشته دوباره عاشقی ویژه نودهشتیا

دانلود دلنوشته دوباره عاشقی ویژه نودهشتیا

 

نام دلنوشته: دوباره عاشقی

نویسنده: zeinab z کاربر انجمن یک رمان

موضوع : عاشقانه

تعداد صفحات : ۲۰

 

مقدمه : 

حال را ول کرده ایم و دو دستی به گذشته ی مان چسبیدیم … گذشته ای که، گذشته و تنها خاطره ای بیش، از آن باقی نمانده … حال را ول کرده ایم و به آینده ای چسبیدیم که هنوز نیامده … باز هم تکرار مکررات… و پایان زندگی

 

دانلود رمان چشمهایت

دانلود رمان چشمهایت

 

 

نام رمان:چشمهایت

نویسنده:VANIYA.b

موضوع: عاشقانه

تعداد صفحات:۱۵۰

 

خلاصه:

از زل زدن به بوم دست کشيدم وبه کنار پنجره رفتم…همون نيمه باز بودنشم ميتونست بوي خاک بارون خورده رو به مشامم برسونه…باحسرت به قطره هاي ريزبارون که با سرکشي تمام به پنجره برخورد ميکردن خيره شدم…اهي که کشيدم بخار محوي روي شيشه شدصداي داد بهنام تپش قلبموبالامي برد…انگشتمو بالا آووردم ويه قلب روي بخار کشيدم…بي اختيار لبخندي روي لبام اومد…شايد بهتربود يه تيرم وسطش ميزدم…سرماي شيشه به انگشتام سرايت کرد

دانلود رمان یادگاری

دانلود رمان یادگاری

نام رمان:یادگاری

نویسنده:مهشید

موضوع: عاشقانه

تعداد صفحات:۶۰

خلاصه:

 دختری به اسم آذین را روایت میکند که مجبور میشود بخاطر اتفاقی تن به ازدواج اجباری دهد خدایا کاش زندگی هم بازی بود،خاله بازی.اونوقت دربدترین شرایط زندگی و دردناک ترین لحظه فریاد میزدم من دیگه بازی نمیکنم.خانم؟ خانم بیدارید؟چشمامو باز کردم پتو رو کنار زدم و با صدایی ک به زور شنیده میشد گفتم:بله کتی خانم بیدارشدم.کتی خانم درو به آرومی باز کرد بعد لبخندی ادامه داد:خانم،مامان و بابا سر میز صبحونه

دانلود رمان ثانیه ها

دانلود رمان ثانیه ها

 

 

نام رمان : ثانیه ها (جلد دوم رمان کاش می شد گاهی مرد)

نویسنده : پریسا دولتی

ژانر : عاشقانه اجتماعی

تعداد صفحات : ۱۴۵

 

خلاصه :

جلد اول جایی تموم شد که ستاره تصمیم گرفت با وکیلش امیر که صمیمی ترین رفیق همسر سابقش بود ازدواج کنه. جلد دوم پر از اتفاق های هیجان انگیزو غیر قابل پیش بینی هست….. از برملا شدن رابطه ی نگار و ارمان….. تا برگشتن سینا….. و ستاره ای که به اجبار از امیر دست میکشه و تن به یک ازدواج اجباری میده …

دانلود مجموعه دلنوشته سوختن برابر عشق ویژه نودهشتیا

دانلود مجموعه دلنوشته سوختن برابر عشق ویژه نودهشتیا

 

 

نام مجموعه : سوختن برابر عشق

نویسنده : مهدیه احمدی کاربر انجمن یک رمان

موضوع : عاشقانه

طراح : فرزانه رجبی

تعداد صفحات :۱۷

مقدمه :

دانلود مجموعه دلنوشته سوختن برابر عشق _ سوختم برابر شمع عشقت اما تو پروانه نبودی به دور شمع باشی ما نه عاشقانه هم را می خواستیم نه برای هم به پای هم ماندیم فقط برای عشق هم در برابر هم سوختیم

دانلود رمان همسر مغرور من

دانلود رمان همسر مغرور من

 

 

نام رمان:همسر مغرور من

نویسنده:zr2014

موضوع: عاشقانه

تعداد صفحات:۱۸۰

 

خلاصه:

دانلود رمان همسر مغرور من وقتي که رسيدي که شکسته بودم از همه ي آدما خسته بودم وقتي که رسيدي که نبود اميدي اما تو مثل معجزه رسيدي وقتي که رسيدي که شکسته بودم از همه ي ادما خسته بودم بعد يه عالم اشک و بغض و فرياد خدا تو رو براي من فرستاد خوب مي دونم جاي تو رو زمين نيست خيليه حرف تو فقط همين نيست صبح با صداي آلارم گوشيم بلند شدم نگاه ساعت کردم ديدم ۷:۳۰ بود چشمامو گشاد کردم خواستم ببينم واقعا ساعت ۷:۳۰ اومدم يا من اشتباه مي کنم ((کورم که شدم ))

ما را بیابید

دوستان ما
آخرین نظرات
  • afsi : خيلي جالب بود،اميدوارم موفق باشيد....
  • reza177 : سلام پاک شد...
  • سوگند صیادی : سلام، وقت بخیر رمان حسرت نازنین در دست چاپه لطفا لینک دانلودش رو از داخل سایتتون...
شبکه های اجتماعی
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
    طراح قالب : تمپ کده